مقالات آموزشی بازار های مالی و فارکس

آموزش فاندامنتال ، شاخص بهای مصرف کننده و تولید کننده

در مقالات قبلی توضیحاتی در رابطه با کلیات تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی منتشر کردیم ولی در این پست میخواهیم در مورد یکی از اخبار مهم که برای هر جفت ارز منتشر میشود را آموزش دهیم .

شاخص بهای مصرف کننده (cpi) و شاخص بهای تولید کننده (ppi) ، شاخص هایی برای تعیین میزان تورم هستند که که نشان دهنده این موضوع هستند که عبارتند از :

قیمت کالا ها و خدمات در حال افزایش هستند ( تورم )

یا قیمت ها در حال کاهش هستند ( تورم زیر صفر یا تورم در حال سقوط اما همچنان بالای صفر )

و یا قیمت ها بدون هیچ تغییری ادامه می دهند ( تورم صفر )

همانطور که نام شاخص ها نشان می دهند ، شاخص بهای مصرف کننده معیار بها را از طرف مصرف کننده مشخص می کند و شاخص بهای تولید کننده معیار را از طرف تولید کننده نشان می دهد .

ارقام ارائه شده توسط این شاخص ها به طور گسترده ، اغلب توسط بانک های مرکزی برای تعیین روند سیاست های مالی مورد استفاده قرار می گیرند و می توان گفت که تقریبا بر تمام بازارهای معاملاتی تاثیر عمده ای دارند .

حال همراه ما باشید تا نگاهی به جنبه تورم در این شاخص ها داشته باشیم و شاهد این باشیم که این اطلاعات چگونه تفسیر می شوند .

تورم

زمانی که قیمت ها در حال افزایش یا به طور مستمر در بالای سطح صفر قرار دارند ، به این حالت تورم گفته می شود .

یا به زمان عامیانه قیمت ها هر سال بالا می روند .

اعتقاد اقتصادی که درباره تورم وجود دارد این است که با ایجاد مشاغل و خدمات می توان نرخ تورم را پایین و پایدار نگه داشت و همچنین اقتصاد را در برابر رکود های اقتصادی ایمن نگه داشت .

بانک های مرکزی سعی می کنند که با پایین آوردن نرخ بهره ، تورم را کنترل کنند . اگر نرخ تورم زیر ۲ درصد برسد اغلب مشاغل و مصرف کنندگان بر این باورند که با گرفتن وام و استفاده از آن برای خرید اجناس ، موتور اقتصاد را در جامعه به راه می اندازند .

اما بالعکس این موضوع زمانی اتفاق می افتد که نرخ تورم بالای ۳ درصد باشد که در این حالت با افزایش نرخ بهره ، این مشاغل و مصرف کنندگان پول خود را پس انداز و در بانک نگه دارند .

 

تورم منفی

اگر تورم خیلی کم باشد اما باز هم بالای صفر قرار داشته باشد تورم منفی اتفاق می افتد .

چنین اتفاقی را می توان مانند وضعیتی که برای ژاپن در سال های ۱۹۹۰ تا اوایل ۲۰۰۰ اتفاق افتاد و به دهه های از دست رفته مشهور است مشاهده کرد . در آن دوران تورم در سطح قابل ملاحظه ای پایین باقی ماند و کشور به توقف اقتصادی دچار شد نتوانست تولید ناخالص داخلی را در بازه زمانی طولانی به اجرا بگذارد . در تلاش برای مقابله با این موضوع ، بانک ژاپن نرخ بهره را به صفر درصد رساند تا افراد را به خرج کردن به جای پس انداز پول تشویق کند . اما در عوض بسیاری از افراد یا مشاغل به جای گرفتن وام با بهره کم برای پراخت بدهی های قبلی شان ، تصمیم گرفتند که با مقدار پول نقدی که موجود دارند به مصرف گرایی یا افزایش فعالیت تجاری شان روی بیاورند .

در سال های بعد ، ژاپن آزادسازی کمی را معرفی کرد که باعث شد به سیاست اقتصادی خود سرعت بیشتر ببخشد . این روند همراه کاهش نرخ بهره و با خرید های قطعی اوراق قرضه دولتی یا اوراق بها دار ، اساسا پول نقد بیشتری را به اقتصاد جامعه تزریق کرد .

 

تورم سرکش

زمان های زیادی در تاریخ وجود دارد که تورم از کنترل خارج شده و به این وضعیت تورم سرکش گفته می شود . از جمله نمونه های تاریخی این وضعیت را که قیمت ها طرز قابل توجهی افزایش داشت می توان به فرانسه در دوران انقلاب فرانسه ، جمهوری وایمار آلمان درست قبل از جنگ جهانی دوم ، روسیه پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی ، زیمباوه اواسط دهه ۲۰۰۰ و حتی ایالات متحده در طول جنگ انقلابی اشاره کرد . همانطور که در مثال ها توجه کردید ، بیشترین عامل این تورم را می توان جنگ یا درگیری یا عدم اطمینان به دولت برای حکومت بر جامعه بیان کرد . باید به این موضوع اشاره کرد که بانک ها تمام تلاش خود را برای جلوگیری از وقوع پیوستن این نوع تورم خواهند کرد . از جمله تلاش بانک ها می توان به ارزش گذاری مجدد ارز یا افزایش نرخ سود بهره تا جایی که پس انداز بیشتر از وام گرفتن سود داشته باشد ، اشاره کرد .

 

تورم زدایی

اگر قیمت ها در حال کاهش است می توان از اصطلاح تورم زدایی یا کاهش قیمت استفاده کرد . اگر از یک فرد عادی در خیابان بپرسید که آیا فکر می کند که کاهش قیمت ها امر مثبتی است ؟ احتمالا در اکثر مواقع جواب مثبتی را دریافت می کنید که نشانگر این موضوع است که همه افراد می خواهند اجناس مورد نظری که خواهان خرید آن هستند هر روز ارزان تر شود . البته باید گفت که این رویه برای تولید کنندگان موضوع دشوار تری است و زمانی که حاشیه تولیدی آنها برای تولید کاهش می یابد آنها نیز همچنان به دنبال راهی برای ارزانتر کردن تولیدات خود هستند و برای ادامه این رویه ، گاه به اخراج خدمه برای کاهش هزینه ها روی می آورند .

اگر افراد بیشتری شغل نداشته باشند تولیدات کمتری نیز مصرف می شود که بیش از پیش منجر به حاشیه تولید کمتر برای تولید کنندگان می شود . این اتفاق باعث وقوع شرایط پیچیده ای می شود که با گذشت زمان فقط بدتر می شود . برای مقابله با این نوع تورم بانک ها به طور معمول سعی می کنند با کاهش نرخ بهره ، گرفتن وام‌ را به‌ امری منطقی تبدیل کنند .

تورم صفر

در دهه نود میلادی ، ایده استفاده از این نوع تورم به عنوان هدفی از سوی بانک های مرکزی مطرح شد و حتی آلن گرینسپن رئیس بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا تمایل به دستیابی به آن را داشت . بعد از وقایع دهه های گمشده در ژاپن ، این نوع تورم به دلیل احتمال عدم رشد اقتصادی کمتر مورد نظر قرار گرفت . بنابراین تورم پایین نزدیک به سطح ۲٪ ۳٪ به مدلی ارجح برای قرن ۲۱ تبدیل شده است  .

به این مطلب چند ستاره میدهید؟
[Total: 14 Average: 3.8]

نوشته های مشابه

5 دیدگاه

  1. سلام ازاین موارد چگونه در معاملات استفاده کنیم مثلا وقتی نرخ بهره یا اشتغال یاشاخص بیکاری اعلام میشود چه اتفاقی در جفت ارزها رخ میده کدوم جفت ارز صعودی میشه و کدوم نزولی .طلا چ روندی پیدا میکنه .ممنون

  2. پس با این اوصاف تورم منفی یا تورم صفر خیلی خوب نمیتونه باشه چون که مردم دیگه میلی برای خرج کردن ندارن و رشد اقتصادی کم میشه
    تورم خوبه که بین 3 تا 10 درصد باشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا